سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

104

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى )

فوائد فلسفه « الحكمة تنادى العلماء بأعلى صوتها و تطالبهم بحقّها فى محكمة العقل [ 1 ] » فلسفه ، يعنى حكمت ، چه هست و غايت و فايده آن چيست ؟ و سبب حقيقى حصول آن در عالم انسانى كدام چيز تواند بود ؟ و موجب اصلى انتشار آن در مسلمانان چه بوده باشد ؟ و نسخه جامعه و گرامى نامه‌اش كدام است و پايان و نهايتش كجاست ؟ آيا به تأليفات فارابى و ابن‌سينا و تصنيفات ابن ماجه و ابن‌رشد و كتب شهاب‌الدين مقتول و ميرباقر و ملاصدرا و سائر رسائل و تعليقاتىكه متعلق است به فلسفه ، كفايت حاصل مىشود يا نه ؟ اگرچه پيشينيان فلسفه را به‌عبارات شيرين و چست و چسبان ، تعريفها و تحديدها نموده‌اند ، و لكن آن تعريفات به‌سبب اصطلاحات عجيبه و صعوبت [ 2 ] تركيب و غرابت وضع و به‌جهت ارتياح [ 3 ] نفوس ، به امور بديعه ، الفاظ آنها مقصود بالاصاله معلمين و مطلوب بالذات متعلّمين و محطّ [ 4 ] آراء متفلسفين [ 5 ] و مجال افكار متمنطقين [ 6 ] گرديده است و معانى و مفاهيم‌شان ، چنان متروك و مهجور شده كه گويا معرّفين را هرگز مقصد و مرادى از تعريفات خود به جز بحث جامعيت و مانعيّت [ 7 ] و ذكر جنسى [ 8 ] شامل و فصلى [ 9 ] مانع نبوده است .

--> [ 1 ] . حكمت ندا مىكند علما را به آواز بلند خود و طلب مىكند از ايشان حق خود را در محكمهء عقل . [ 2 ] . دشوارى [ 3 ] . شادشدن [ 4 ] . جاى انداختن فكرها و انديشه‌ها [ 5 ] . علماى فلسفه [ 6 ] . كسانىكه مدعى دانستن منطق هستند . [ 7 ] . مانعيت در اينجا مقصود اصطلاح اهل منطق است كه گويند « تعريف » بايد « مانع » باشد يعنى غير افراد معرف در آن داخل نشود . [ 8 ] . جنس ، كلى است كه داخل هيئت و لكن از نوع ، عام‌تر باشد . [ 9 ] . فصل ، كلى است كه داخل هيئت و مخصص جنس باشد .